X
تبلیغات
رایتل

ویروس...ازت متنفرم!

پنج‌شنبه 2 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 09:12 ق.ظ

سرما خوردم.... از این ویروس های جدید آسیایی که درست نمی دونم مال کدوم جهنم دره ایه...چشمهام می سوزه و بدن درد شدیدی دارم...عین معتادهایی که مواد بهشون نرسیده!  حتی نمی تونم روی پاهام بایستم...ضعف شدید دارم.امروز سر کار یه لیوان یک بار مصرف رو هم نتونستم توی دستم نگه دارم و یهو از دستم ول شد رو زمین...حالا حساب کنین با این اوضاع چه طوری باید بایستم ۶ ساعت در روز و درس بدم ... حتی نمی تونم مرخصی بگیرم...چه شغل مزخرفی دارم من!! یه روزهایی عاشق تدریس بودم...هنوزم کار توی آموزشگاه رو دوست دارم...تدریس به دختر و پسرهای بالای ۱۸ سال...تا مرز ۶۰ سال!!با اون ها خیلی زود خو می گرفتم و از توشون هم هنوز جندتا دوست دختر و پسر خیلی صمیمی دارم...ولی آموزشگاه که درست و حسابی پول نمیده...واسه همین مجبورم به یه عده بچه  پولدار  لوس از خود راضی درس بدم...واسه بیمه و این حرف ها...

البته این ها هیچ کدوم زیاد ناراحتم نمی کنه ...چیزی که داره داغونم می کنه و اعصابم رو به هم ریخته اینه که آخر هفته ام که می تونستم با جوجو تنها باشم کلن به...رفت!!! این نوع سرما خوردگی از اون هاییه که ۲ هفته طول می کشه...و اون اگه سرما بخوره تمام زندگیش می ریزه به هم...می دونین که... کارش فقط با صداشه!... در نتیجه حتی اگه اون هم بخواد من نمی تونم و نباید آخر هفته برم پیشش تا خدای نکرده سرما نخوره...خدایااااااااااااااااااااا از سرما خوردگی و بیماری های واگیر دار متنفرم!!!

خلاصه اگه در چند روز آینده کمتر به دیدنتون میام ازتون معذرت می خوام...تایپ کردن خیلی برام سخته با این وضعیت...

این جا یه دکتر (دانشجوی پزشکی هم قبوله!!)پیدا نمی شه که استثنائن بی خوابی زده باشه به سرش و مشغول وب گردی باشه؟!! می خوام بدونم تا چند روز یک بیمار سرما خورده ی عاشق می تونه ناقل ویروس یا میکروب یا هر کوفتی که باعث این مرض شده  باشه؟!! یعنی تا ۵ شنبه خوب نمی شم؟!!یعنی جوجو و با هم فیلم دیدن و با هم شام خوردن و گوجه سبز خوردن و پیپ کشیدن و توی آغوش هم خوابیدن تعطیل؟!

عسل مهربونم ممنونم که امروز تا الان بیست بار حالمو پرسیدی و نگرانم بودی...ممنون که می خواستی بکوبی از خونتون بیای منو ببری دکتر...ممنون به خاطر همه ی محبت هایی که در حقم می کنی و همه ی روزهایی مثل امروز که عشق تو باعث می شه به فردا هم فکر کنم...

دوستت دارم...  

نوشته شده در دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 10 بعد از ظهر توسط آفتاب

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo