X
تبلیغات
رایتل

آشتی

پنج‌شنبه 2 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 08:54 ق.ظ

آفتاب جان من چند روزی میرم مسافرت...مواظب خودت باش.

*دیگه چه فرقی می کنه؟مواظب چی باشم؟خوش بگذره عزیزم.خداحافظ...من هم دارم خطم رو عوض می کنم.دیگه  smsنده.تلفن اتاقم رو هم کشیدم.خداحافظ...فقط حلالم کن.همین

مثل بچه ها  رفتار نکن...بذار از مسافرت برگردم اوضاع رو به راه می شه.مواظب خودت باش.پشت فرمونم.

*اگه بچه نبودم کارهای بچه گانه نمی کردم تو از مسافرت بر گردی دیگه آفتابی وجود نداره...آره این جوری اوضاع رو به راه میشه!خوش باشی...منکه جایی رو ندارم برم جز یه جا...دوستت دارم ....حتی اگه دیگه نباشم.جواب نده...حواست به جاده باشه.

فینتیل جان!! (همیشه بهم میگه فینتیل!!)عاقل باش!رسیدم sms می دم.حرفمو گوش کن و دختر خوبی باش بذار حواسم به کارم باشه.  okفینتیل کوچولو؟

جواب ندادم....

جات خالی الان هشتگردم...یه فضای خوب و عطر گل و صدای فواره هابا یه احساس خوب...جاتو خالی کردم.( به به...منو ول کرده اینجا تو این وضعیت تک و تنها از دیشب تا حالا گریه ام بند نیومده واز دیروز عصر تا الان که ساعت ۱۰شبه با یه شربت آلبالو که مامانم به زور ریخت تو حلقم زنده ام!! اون وقت خودش داره با عطر گل و بلبل کیف می کنه!!)خاک بر سرت آفتاب...

*خوش به حالت که تخلیه میشی..من که دارم میمیرم.با خدات خوش باش.بهش حسودیم میشه!(همیشه واسه رازو نیاز میره اونجا)تو هم که منو تو این وضعیت تنها گذاشتی.باشه تو هم برومن که نتونستم بهت آرامش بدم برو همونجایی که آروم میشی..پیش عشق واقعیت...

باز تو واسه من شعر گفتی صولتی 27 من؟!!(یعنی صورتی 27 ساله!همیشه اینجوری صدام میکنه)زیاد فکر نکن...به جاش دعا کن می دونی که بهم میرسه آفتابم...

*واسه من کی دعا می کنه؟ دعای یه دختر حقه باز که به عشقش کلک می زنه به جایی نمی رسه.می دونم که دیگه جایگاهم از رده ی Aبه رده ی Z رسیده واست...و این واسه من یعنی آخر دنیا...وقتی حتی نمی تونم بدون تو نفس بکشم...

گلم من رسیدم اگه دخمل خوفی باشی و فکرای خوب خوب بکنی یه بوست می کنم...البته اگه به حرفم گوش بدی ها آفتابم...

جواب ندادم

کجایی افتابم؟...

جواب ندادم....

واااای زنگ موبایلم!! آهنگِ اون وعکسِ دو نفره مون که گذاشتم واسه آیدی کالرش... دستم می لرزید...نفهمیدم چه طوری گوشی رو برداشتم...

کلی حرف و دلداری و اینکه من دیشب به آرامش و تنهایی نیاز داشتم و مردا این جورین و این جور مواقع باید تنها باشن وواسه همین نخواستم که بیای و دختر خوبی باش و اگه دوستت نداشتم زنگ نمی زدم و هق هق من و دوباره حرفای آرامش بخش تو وبوسه ی خداحافظی...

*نوشتم: می خوابم عسلکم

با بوس من بخواب...

*قربونت برم یعنی بازم منو می بوسی مثل قبلنا؟

آره چرا که نه ، اگه مهربون باشی مثل همیشه...یه چیزی بگم بخندی ملوس!! فکر می کنی شام چی خوردم امشب؟

*بال کباب؟

شیشلیک!!( هر وقت تنها بود و میگفتم چی درست کنم واست می گفت شیشلیک!!می گفتم من که بلد نیستم!!)سعی کن خوب استراحت کنی گلم.خوب بخوابی آفتابم.بوس

*نوش جونت...می دونی من از دیروز عصر تا حالا با یه شربت آلبالو و با یاد تو زنده ام فقط؟خوب بخوابی نازنینم...دوستت دارم...

نرسید بهش sms

*عشق من 3 بار smsدادم نرسید...اگه این یکی می رسه بهت موبایلت رو بذار رو سایلنت...میترسم دیر وقت برسه از خواب ناز بیدارت کنه قربون اون خوابیدنت برم من...

نرسید...آنتن نمی ده دیگه لعنتی....

نوشته شده توسط آفتاب در ساعت 1 قبل از ظهر  101 پرتو

پنجشنبه 18 مرداد1386


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo