X
تبلیغات
رایتل

و دیگر هیچ...

پنج‌شنبه 2 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 09:43 ق.ظ

این جا برای همیشه بسته شد...دیگه " تو" یی وجود نداره که من بخوام از "من، تو و دیگر هیچ" بگم! همه چیز شده "هیچ"...از "هیچ "هم کدوم آدم عاقل و غیر عاقلی هی میاد حرف بزنه؟!

چشم!...دیگه این جا پستی نمی ذارم و چیزی نمی نویسم و "زر" هم نمی زنم! دیگه تورو هم اصلن نمی شناسم...دیگه "جوجو" یی هم وجود نداره...فقط یه "هیولا" مونده و بس که با آتیش دهنش می خواد منو بسوزونه...دیگه چیزی برای سوختن ندارم! این همه زحمت نکش! تو زندگی مو ازم گرفتی! چی رو می خوای بسوزونی؟ !

گریه کنم؟! به یاد تو؟ برای تو؟ دیگه هر گز!! مرد اون آفتابی که واست زار می زد! من دیگه نه زار می زنم و نه زر!

برات متاسفم که بالاخره هیولا صفت بودنت رو نشون دادی و نتونستی خودت رو کنترل کنی!  و بهت تسلیت می گم که موفق شدی عشق به این قشنگی رو خاکستر کنی...

برو از هیولا بودنت لذت ببر و به اون خ.ا.ی.ه مال هایی که میان برات "قربونت برم"و" فدات بشم " می نویسن ، دل خوش کن!! می ذاشتی کامنت هات به 20 تا برسه بعد دور برمی داشتی! فکر نمی کنی خیلی زوده واسه شاخ و شونه کشیدن ؟!

چه قدر آدما زود همه چیز رو فراموش می کنن...حرفایی که امشب برام اس.ام.اس کردی باورم نمی شد! اگه مطمئن نبودم گوشیت به جز خودت دست هیچ جانور دیگه ای نمیفته ،باورم نمی شد تو اینارو نوشته باشی!! از ادبیاتت شگفت زده شدم ! کاش به جای این همه کلاس معنوی رفتن و هر هفته سر قبر این و اون رفتن یه کمی انسانیت یاد می گرفتی!...


بچه ها لطفن بی خیال شین...نپرسین چی شد و چه خبر شد..خسته تر از اونم که بخوام توضیح بیشتری بدم..."جوجو" برای همیشه مرد...از "هیولا" نوشتن هم برام جذابیتی نداره. بالاخره باید یه روز پرونده ی این عشق مزخرف و تخیلی بسته می شد...آفتاب هم دیگه نمی نویسه...می خوام به احترامش این آخرین خواسته ش رو هم اجابت کنم! دیگه تو وبلاگم "زر" نمی زنم!!


راست می گی!" کسی که شعور نداشته باشه حقش تنها موندنه!"

آخه من مثل تو صدام قشنگ نیست که همه بیان بهم زنگ بزنن و نامه ی فدایت شوم برام بنویسن و بگن "من عاشق حنجره تونم"!!

من تنهام...

می خوام تنها باشم..

تنهای تنها...

می دونم که این جارو می خونی!! یادت نره که ازت بیزارم...عشق نمی تونه راحت تبدیل به نفرت بشه....بهت تبریک می گم واسه این پشتکارت!

فقط یادت باشه...

هیچ صیادی در جوی حقیری  که به مردابی می ریزد

مرواریدی صید نخواهد کرد....

 

نوشته شده در پنجشنبه 15 اسفند1387ساعت 1 قبل از ظهر توسط آفتاب

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo