X
تبلیغات
رایتل

شب به خیر و موفق باشی!!

پنج‌شنبه 2 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 09:38 ق.ظ

 باز قاط زدم از نظر جسمی و طبق معمول به قسمت روحیم هم سرایت کرده! مثل همیشه تو هم  از پس لرزه هاش در امون نموندی!! خوب چی کار کنم احتیاج  داشتم به گیر دادن...تو هم انگار تنت می خاره ها!  صاف توی همچین شبی که قبلن برات توضیح دادم چه قدر بهت احتیاج دارم ساعت ۱۲ اس.ام.اس شب به خیر می فرستی؟!! حالا همیشه تا ساعت ۲ شب بیست بار زنگ می زدیا...همین امشب که از قضا کسی هم خونه نبود( ولی بهت نگفتم...آخه می دونی که نمی شه تو بیای این جا...) و منم دلتنگ و خسته و عصبی و نازنازی و لوس بودم تو باید سر ساعت ۱۲ عین سیندرلا اس.ام.اس شب به خیر می دادی؟!

وقتی نوشتی:عروسکم دوستت دارم.شب به خیر زیبای من

نوشتم ممنون.شب به خیر!

فهمیدی قاطیم!

 زنگ زدی..تلفن خونه رو که وصل کرده بودم به پشت کامپیوتر که مثلن یادم رفته بزنم دوباره به پریز... زنگ زدی به موبایل...ولی پشت خطم بودی و جواب ندادم! دوباره زنگ زدی...

گفتم : بله؟!

 گفتی چرا تلفنتو برنمی داری؟

 گفتم پشت کامپیوتره حال ندارم از جام پاشم! موبایلمو هم نتونستم جواب بدم چون اومدی پشت خطم.

گفتی با کی حرف می زدی؟

گفتم دوستم!!

گفتی کدوم دوستت؟!

گفتم ای بابا!تو مگه همشونو می شناسی.تو فکر کن شیرین! چه فرقی می کنه؟!( من اصلن دوستی با این اسم ندارم!)

گفتی باشه قاطی ِ من! یه بوس بده!

واسه اینکه نگی باز لوس شدی هیچی نگفتم...

گفتم بوس.

گفتی شب به خیر عزیزم!

گفتم شب به خیر!! وتق!! گوشی رو کوبیدم سر جاش!( این همه زنگ زدی همینو بگی؟!!)

دیدم نخیر!! مثل اینکه تو نمی فهمی و ادب هم نمی شی!! بابا چه جوری باید بهت بگم؟!! اون دفعه کلی باهام حرف زدی گفتی" خواسته هات رو بهم بگو من از کجا بفهمم تو چی می خوای؟ از کجا بفهمم کی دلت می خواد باهام حرف بزنی که زنگ بزنم؟!!خوب یا بگو یا خودت زنگ بزن!! از کجا بفهمم که کی می خوای منو ببینی که منم صاف همون لحظه بهت زنگ بزنم بگم میام دنبالت! خوب باید بهم بگی دیگه!! "

منم برات توضیح دادم که توی این شرایط (مثل امشب) خیلی بهت احتیاج دارم و باید هم بد اخلاقی هامو تحمل کنی!!

گفته بودی باشه!!

 قبول کرده بودی...نه؟! به همین زودی یادت رفت؟! فقط ۱ ماه گذشته ها!

آره می دونم! از امروز ساعت ۱۲ ظهر تا ۱۲ شب تقریبن هر ۱ ساعت یکبار( به جز ۳ تا ۶ که خواب بودی!!) زنگ زدی و حالمو پرسیدی و قربون صدقه ام رفتی! خوب که چی؟! من الان بهت احتیاج داشتم! شب که همه جا آرومه و همه خوابن و من دارم درد دمی کشم!

شیطون رفت زیر جلدم! یه اس.ام .اس نوشتم به این مضمون:

"نه! آقا اس.ام.اس شب به خیر دادن! می تونی بیای اینجا؟ به مامانت بگو که حال ِآفتاب خوب نیست!!"

که مثلن می خوام بفرستمش واسه دختر داییم که می دونی این جور مواقع سرش خراب می شم!ولی...فرستادمش واسه تو!! مثلن اشتباهی!!

زنگ زدی!!

شاکی گوشی رو برداشتم!" تو مگه به من شب به خیر نگفتی ؟ چرا این قدر زنگ می زنی؟!!"

داشتی می خندیدی! با خنده گفتی الهی قربونت برم!!

گفتم چی شده چرا می خندی؟!!( کوچه ی علی چپ از کدوم وره؟!!)

به روم نیاوردی!!

گفتی تلفن رو وصل کن یه کمی با هم گپ بزنیم!

گفتم حوصله شو ندارم دختر داییم پشت خطه خداحافظ!!

گوشی رو گذاشتم!

 بعد نوشتم  آخ ببخشید! شرمنده! اون اس.ام.اس مال تو نبود!اشتباه فرستادم! الان دیدم! تازه فهمیدم چرا زنگ زدی!!منظورم تو نبودی!یه نفر دیگه بود! ببخشید!شب خوش!!

نوشتی که زنگ می زنم یه جور ناز می کنی ،نمی زنم یه جور دیگه!به فامیلت برس...مزاحم نمی شم!

نوشتم گفتم که منظورم تو نبودی! هر جور دوست داری برداشت کن! شب به خیر!

جواب ندادی!! به جهنم! مگه نمی خواستی بدونی که بهت احتیاج دارم؟ خوب حالا دونستی...که چی؟! چی کار کردی مثلن؟

نترس...فردا تلفنهاتو جواب می دم! لازم نیست ساعت ۱۰ صبح بهم زنگ بزنی!! می خوام بخوابم!! مریضم!! ولی جواب می دم! خیالی نیست..من پوستم کلفت شده دیگه...

شب به خیر و موفق باشی!ولی...

کاش اینجا بودی...اون وقت تو آغوشت همه ی نازو اداها و بد اخلاقی هام یادم می رفت! همیشه می گی" من نمی دونم آغوش من چی داره که تو وقتی می ری اونجا همه چیز یادت می ره! همه ی بغض و کینه ها و قهرو نازو اداهات!!"

آخ...آخه تو که نمی دونی اونجا چه بهشتیه!! آدمی که تو بهشت باشه دیگه مگه چیز دیگه ای هم می خواد؟!


یه پیشنهاد! آهنگ جدید وبلاگ رو حتمن تا آخر گوش کنین...من با این آهنگ زندگی می کنم!! به معنای واقعی کلمه! شما هم از دستش ندین... 

 

نوشته شده در پنجشنبه 4 مهر1387ساعت 3 قبل از ظهر توسط آفتاب

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo