X
تبلیغات
رایتل

تورو باید مثِ ماه...رو قله ها نگاه کرد!

دوشنبه 30 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 01:43 ق.ظ

اَه...کاش من توی ایران زندگی نمی کردم!! اون وقت می تونستم تا آخر عمرم با تو بمونم...

و می موندم...

مطمئنم که می موندم و تو هم اگه دوست داشتی، می تونستی بمونی!!

بدون این که مجبور باشیم این همه هفت خوان رستم رو پشت سر بذاریم...بدون این که من مجبور باشم کل زندگیم رو خراب کنم و شاید پدرو مادرم رو برای همیشه از دست بدم....حتا فکرش هم وحشتناکه...

چراآدما همیشه باید انتخاب کنن؟ چرا نمی تونیم همه ی چیزا و کسانی رو که دوست داریم در کنارِ هم داشته باشیم؟!

چرا این همه باید و نباید و ادا و اصول واسه عاشق بودن داریم؟!چرا اصلن این شناسنامه ی لعنتی اختراع شد؟!!! از کِی عادت کردیم که همه چیزو کتبی بنویسیم و امضا کنیم که محکم کاری بشه؟ آخه مگه دل هم محکم کاری می خواد؟!!! دل اگه محکم نباشه، همون بهتر که رهابشه و بره...چرا باید دست و پاشو ببندیم با یه تیکه کاغذ؟!

با ازدواج...همه چیز تموم می شه...

تموم...

دچار روز مرگی می شیم بعدش؟!

همه چیز یه شکل ِ دیگه می شه؟همه ی عاشقونه ها و شام خوردنها و کافی شاپ رفتن ها و زمزمه های دوستت دارم ِعاشقونه و نگاه های خیره و قدم زدن زیر بارون و نفس کشیدن همدیگه ..!

چندتا زن متاهل  یا مرد متاهل که این جارو می خونن، هنوز بعد از سال ها با همسرشون همین چیزایی که من گفتم تجربه می کنن؟!

چندتای شما هنوز عاشقونه زیر بارون قدم می زنین؟

چنتای شما هنوز شب ها توی آغوشِ هم آروم می گیرین؟

چندتای شما هنوز توی آغوش همسرتون نو می شین و متولد می شین و همه ی کینه هاتون رو فراموش می کنین؟

(من بعد از 4 سال هنوز توی آغوش جوجو احساس تازه شدن و غرق شدن می کنم....چه احساسات متناقضی(!!

اگه ازدواج کرده بودیم هم همین جوری بود؟!

هفته ای یا ماهی یا سالی چند بار عاشقونه( نه بر حسب وظیفه) با هم می رین رستوران که شام بخورین و ناشناخته های وجودِ همدیگه رو کشف کنین؟


چرا من همش دنبال چیزی هستم که ندارم و حس می کنم ماه  که از نزدیک توی دستت باشه لذتی نداره! لذت تماشای اون ،اون بالا بالاها ست در حالی که بهت لبخند می زنه و می گه :HEY!! CATCH ME IF YOU CAN!!


جوجو خانِ !!صدا مخملیِ من

به این دخترایی که چپ و راست از راه های ارتباطی مختلف می پیچن به پروپات بگو : شما که سهله، انجلینا جولی هم که بخواد تورو از من بگیره، نمی تونه!!!

و تو هم یادت باشه، من اگه باهات آشتی کردم بعد از این که تو به بهانه ی گربه نشون دادن به من( نقطه ضعفم رو خوب پیدا کردی ها!!) اومدی دم درو منو از خواب بیدار کردی و کشوندی پایین،به اون معنا نیست که بخشیدمت!! هنوزم معتقدم رد و بدل کردن شماره تلفن با خانمای متشخص و متخصص، نه ربطی به کارت داره و نه کلن هیچی!!!! 

و بازم اگه بفهمم یا بو بکشم ( می دونی که حس بویاییم خیلی خوبه و تازگی ها که دچار پدیده ی " رویاهای صادقه " هم شدم!!!)که داری با کسی تیک می زنی،دیگه گربه که سهله، دایناسور هم برام بیاری نمی بخشمت!!حالا چه کاری، چه غیر کاری! من این چیزا حالیم نیست و همون طوری که قبلن هم عرض کردم، کلن دختر دختره !!فهمیدی؟

حالا خود دانی!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo