X
تبلیغات
رایتل

همه چی آرومه، من چه قدر خوشحالم!!

سه‌شنبه 4 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 12:17 ب.ظ

این همه بهونه برای همین بود؟!!

برای رفتن؟!!!!

خوب عزیز من، رفتن که بهونه نمی خواد! دوست نداشتن که بهونه نمی خواد!آدمی که زیر سرش بلند می شه دیگه بهونه نمی خواد! آدمی که دلش جای دیگه س دیگه بهونه نمی خواد! دله دیگه!! حرف که حالیش نمی شه!

رفتن که این همه تهمت زدن و بهونه گیری نداره! می خواستی همه چیزو بندازی گردنِ من که وجدانت آسوده باشه؟!!که بعدن به خودتو همه بگی "اون لیاقت ِ منو نداشت و منو اذیت می کرد و غر می زد و گیر می داد؟!!"

باشه عزیزم! همه ی تقصیرای عالم گردنِ من!

تو تویِ این رابطه فقط سوختی و ساختی! تو مظلوم و معصوم بودی و هستی!


ای کاش همون روزی که دعوامون شد و 10 روز اون دقایقِ جهنمی رو تحمل کردم، دیگه آشتی نمی کردیم...کاش همون موقع تصمیممو گرفته بودم...این جوری الان 20 روز گذشته بود حداقل و باورش برام راحت تر بود!

الان دوباره باید همه رو از اول شروع کنم...همه ی اون روزا و دقایق جهنمی!

ولی اشکالی نداره...

اس ام اس دادی و پیشنهاد دادی با حرفای دیشب من(!)- که بهت اعتراض کردم واسه تهمتی که زده بودی-دیگه بهتره با هم حرف نزنیم چون همو نمی فهمیم و همو آزار می دیم و تو خیلی کار داری و سرت شلوغه!!و در واقع وقت نداری وقت گرانبهاتو با من و مزخرفات من بگذرونی!( این جمله ی آخرو تو نگفتی، برداشت شخصی خودمه)!!

باشه! اعتراضی نیست! یادته گفته بودم دیگه به هیچ چی اعتراض نمی کنم؟!

رو حرفم هستم!

آدم هر دفعه میفته باید دوباره بلند شه ، نه؟!

ای کاش همون دفعه که با مغز افتادم دیگه بلند نمی شدم!!

ای کاش همون دو هفته پیش رفته بودی، قبل از این که اون فحش ها تبدیل بشه به تهمت های دیشب!

ای کاش رفته بودم...

نیومدم این جا که اسرار زندگیتو بفروشم یا به کسی توهین کنم، فقط اومدم بگم این بار دیگه نه گریه و زاری در کاره و نه راز و نیاز!!...

فقط اومدم وبلاگم -جایی که تو ازم گرفته بودی -رو دوباره بهش سرو سامون بدم و از نو شروع کنم...

اومد به دوستای مجازیم که همیشه از تو بهم نزدیک تر بودن و منو خیلی بهتر می فهمیدن بگم سلام...

و به تو برای همیشه بگم خداحافظ...

.

.

.


به شانه ام زدی

که تنهاییم را تکانده باشی

به چه دل خوش کرده ای؟!

تکاندن ِ برف از شانه های ِ آدم برفی؟!


 گروس عبدالملکیان


دوستهای خوبم این پست مخاطب خاص داره! این پست رو ننوشتم که باز آه و ناله و زاری راه بندازم و شما بیاین منو دلداری بدین و راهنماییم کنین که چی کار کنم و بعدش چی می شه...بذارین این جمله های بالا آخرین جمله ها خطاب به اونی باشه که این وبلاگ رو براش درست کردم...اما از این به بعد دیگه پستهایی که می نویسم مخاطب خاصی نداره!برای خودم م ینویسم و دغدغه های س ی ا س ی و اجتماعی و فردیم! و شما هم می دونم که مثل همیشه همراهمین...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo