X
تبلیغات
رایتل

تولدت مبارک....

شنبه 3 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 02:02 ب.ظ

نوشته ا ی از وبلاگ مسیح علی نژاد برای تولد ندا...


ندا دوبار متولد شد. سه بهمن . سی خرداد.

اما به گمان من:
تولد واقعی ندا روزی بود که با گلوله در جهان گل کرد.

هر تولد برای برای مادر دردی دارد که تا ابد رد آن درد بر پوست ترک خورده چشم و تن مادر می ماند انگار.
کدام تولد چین بیشتری بر چهره و تن رنجور یک مادر برجای گذاشته است؟
کدام تولد مادر ندا را پیرتر کرده است؟

درد کدام تولد برای مادر بیشتر بود؟
به گفته کسی که برای من هنوز مادر همان اصلاحات نیم بند و زخمی ایران است ، مادر ندا تا همیشه غم دارد وقتی فخراسادت مختشمی پور می گوید:
مادر ندا در جمع مادران عزادار با آن چهره مغموم هر از چند گاه می پرسد:

دیدید خون دختر معصوم من چگونه ظالم را رسوا کرد؟ وای… نگاه آخر ندا چقدر عجیب است انگار با همه بینندگانش حرف دارد آن چشم ها. بیش از همه با قاتلش:
مادر ندا هنوز درد دارد
حالا شما بگویید تولد واقعی کدام روز است و ما باید کدام روز را به مادر ندا تبریک بگوییم؟
آن روز که مادری کودکش را با درد از زهدان به جهان جاری ساخت یا آن روز که مادری دلبندش را با دلهره از خانه تا جهانی شدن یک درد همراهی کرد؟
مادر ندا در تولد نخست دخترش با اعضای یک خانواده کوچک درد را فریاد زد اما در تولد دوم درد بزرگتری را با اعضای یک خانه بزرگتری به نام ایران فریاد زد.
اینها شعر نیست که می نویسم واقعیت است آنگاه که مادر ندا لحظه به لحظه با یک تلفن همراه دخترش را در راهپیمایی خونین سی خرداد همراه می شود تا بداند حال او خوب اوست و دیگر صدایی از دخترش نمی رسد و این یعنی حال ندا خوب است
خبر پیش از اینکه به مادر برسد دنیا فهمید که حال ندا خوب است. ندا چشم در چشم جهان شد تا بگوید حال او خوب است تا مادامی که مردمی از چشم های او برای ادامه اعتراض صلح آمیز خود الهام گیرند.
ندا دوبار بی اختیار بر زمین افتاد.
بار نخست نوزادی بود که مادر را شکفت و با گریه روی دست آنان که به کمک مادر شتافته بودند متولد شد. بار دوم مادر را سوزاند و بی گریه اما روی دست کسانی که به کمک مادر شتافته بودند متولد شد.
مادر در خانه اش نا امنی و دلهره و اضطراب را درد می کشید و دخترش در خیابان، آزادی و آرامش و ایران را متولد شد. جهان را نشانی تازه داد که ایران یعنی دختری معصوم که برای آزادی بر سنگفرش خیابان نقش زمین می شود اما به جای چشم امید دوختن به آسمان به آدم ها نگاه می کند. به گاه تولد گریه نمی کند، فریاد نمی زند، چشم بر حق اش نمی بندد، زشت رو و پرخاشگر نمی شود، آرام اما استوار چشم در چشم جهانی می شود تا مادر بداند که اینبار دخترش ندا جایی حوالی خیابان کارگر دوباره به دنیا افتاده است حالا هزاری هم اگر به سنگ قبرش گلوله شلیک کنند این مرگ کذایی کارگر نخواهد افتاد تا برق نگاه ندا نابود شود. حالا هزاری هم دهان مادر و دختر را به خیال خویش بسته نگاه دارند، آنچه بیش از همه گوش فلک را کر می کند ندای مادر است.

ایمیلی از خواهر ندا را با خودم مزه مزه می کنم و می خوانم که بی ویرایش و ساده می نویسد مادر هنوز رفتن ندا را باور نمی کند….
این یعنی ندا نمرده است . ندا سی خرداد متولد شده است وگرنه پیش از من و شما مادر باید مرگ او را باور می کرد و دیگر خبر کودکی که دارد روز به روز رشد می کند و بزرگتر می شود، دهان به دهان، شهر به شهر و کشور به کشور نمی گشت و کشورداران مستبد را رسوا نمی کرد.
اینجا در صفحه های مجازی مان تولد ندا را جشن می گیریم تا هر کسی فقط یک خط به اندازه بضاعت خود تولد ندا را به مادرش تبریک بگوید و خیال آنان که به مادران داغدار هم رحم نمی کنند راحت شود که اگر برای آنان شلیک به ندا هنوز ادامه دارد برای ما نیز ندا کودک نوپای آزادی است که سبز شدن اش، که رشد کردن اش، که جهانی شدن اش، که فراگیر شدن اش و بارور شدن اش ادامه دارد



ندای نازنین، تولدت بر تمام آزادی خواهان جهان مبارک ...به زودی تولدت را به همراه آزادی جشن می گیریم.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo