X
تبلیغات
رایتل

باز گلِ ... جوونه زد!

پنج‌شنبه 2 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 09:41 ق.ظ

می ترسی؟ آخه چرا؟ از چی؟ از یه کلمه؟ خب آره حق داری...می دونی که من چه قدر رو کلمات حساسم! یادته روز اولی که خونه تون بودم یهو اون وسط برگشتی بهم گفتی" عشق من" و من که مطمئن بودم هنوز هیچی نشده تو عاشق من نشدی ازت خواستم دیگه هیچ وقت این کلمه رو تا وقتی مطمئن نشدی تکرار نکنی؟! تو هم که اصلن اهل تعارف نیستی گفتی "آره عزیزم تو درست می گی...نباید این حرف رو می زدم! " همون جا بود که دوباره یاد عکسِ اون دختر که همون روزِ اول آشنایی نشونم دادی افتادم و با خودم گفتم "یعنی به اون هم هیچ وقت نگفته بودی این جمله رو؟!"

فکر می کردم یه روز می شه که بیای بگی "آفتاب ِ من دیگه وقتشه! حالا می تونم بهت بگم عشق من!!"فکر کردم زمان نیاز داری...فکر کردم بالاخره من موفق می شم!

دوسال و نیم گذشت و هنوزم این اتفاق نیفتاده!

تا اس.ام .اس- یا به قول خودت پیامک- چند روز پیشت! می دونی، آدمها گاهی یه جاهایی یه کارایی می کنن که اصلن انتظارشو نداری!

تو از نوشتنش هم می ترسی! اونم نه با دست خط خودت بلکه حتا از تایپش هم می ترسی! می ترسی یکی بیاد خِرِت رو بگیره و برای نوشتنش بازخواستت کنه!یه پیشنهاد دارم! چه طوره اصلن اسمشو عوض کنیم؟! هان؟! هرچی بذاریم ازاون سه نقطه ی آزار دهنده ی تو که بهتره! نیست؟!

بیا بهش بگیم"بیپ"!! یا "هیچ"...یا" پوچ"...!

یه چیزی که تایپش هم برات راحت باشه!اون وقت عاشقتم رو چه جوری می شه گفت؟! هه!خنده دار می شه! نه ولش کن...مضحکه!

اصلن چه فرقی می کنه اسمش چی باشه وقتی وجود نداره؟!کاش به جای اون سه نقطه ی وسط ِ شعر، فقط برام می نوشتی:" چه طوری آفتابی ِ من؟"...مثل همیشه که صِدام می کنی...آخه کی مجبورت کرده بود شعری بنویسی که مجبور بشی سانسورش کنی ؟! نمی شد حداقل یه شعر انتخاب کنی که کمتر تر عاشقانه باشه یا اصلن این کلمه ی لعنتی توش نباشه؟ مثلن "اتل متل توتوله...گاو ِ حسن چه جوره..."!

کاش صفحه کلید موبایل اصلن آیکونِ نقطه نداشت!اون وقت چی می نوشتی به جاش؟! شاید یه شکلک ِ خنده دار و مسخره!شایدم یه علامت ِ سوال،یا شایدم تعجب...

نترس نازنینم!

 این روزا که آدما راحت می زنن زیرِ چیزایی که خودشون با دست خودشون امضا کردن،کسی به خاطر تایپِ اون کلمه بازخواستت نمی کنه.

فقط منم که هر شب با تصویرِ اون سه نقطه توی ِ ذهنم به خواب می رم و صبح با صدای پایِ همون سه نقطه بیدار می شم:تق..تق...تق!

آره خب...خودم گفتم تا واقعن همچین حسی نداشتی دیگه اون جمله رو به کار نبر...ولی...فکر نمی کنی مدتش خیلی طولانی شده؟!

راستی ، اگه بهت یه جمله بدن که آخرش سه نقطه س، چه جوری کاملش می کنی؟

یه روز می فهمی که...

نوشته شده در پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت 10 بعد از ظهر توسط آفتاب | 49 پرتو

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo