X
تبلیغات
رایتل

باز هم من و محسن چاوشی...!

پنج‌شنبه 2 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 09:34 ق.ظ

خیلی جالبه!! این که من سهمیه دارم از تو.!! کوپن دارم!! کارت سوخت دارم!! اگه بیشتر از یه حدی استفاده بکنم دیگه تموم می شه و باید صبر کنم تا ماه بعد...صبر...صبر...

قبلنم یه بار گفته بودم از 5 شنبه ها و جمعه ها بیزارم نه؟! بازم می گم! از 5 شنبه ها بیزارم! از جمعه ها بیزارم!من عاشق 5 شنبه بودم! بهترین روز هفته بود برام! روز در کردن خستگی و با دوستام بیرون رفتن و یا رفتن به خونه ی فک و فامیل...ولی تو هم اون فک و فامیل و دوست هامو ازم گرفتی و هم اون 5 شنبه هارو!! به جاش بهم چی دادی؟ این که بشینم تو یاهو مسنجر عین دخترای 15 ساله که مامان باباشون اجازه نمی دن از خونه برن بیرون، یواشکی باهات چت کنم!!( که فکر نکنم هیچ دختر 15 ساله ای الان اینجوری باشه حتی و امشبو مثل من توی خونه مونده باشه!) و تازه هر کاری هم که تو می گی بکنم و بعد سر یه موضوع که به سرعت ِپایین و مزخرفِ اینترنت توی این خراب شده مربوط می شه، جنابعالی به من بگین چه قدر ناز می کنی!! فکر کن!! منی که وقتی می گی پاشو پا می شم...وقتی می گی بشین می شینم...وقتی بگی بمیر می میرم! اون وقت تو برگردی بهم بگی چه قدر ناز می کنی و شب بخیرو بای!! خدایا!! چه قدر زور داره آخه! چه قدر زور داره کسی که تو همه کاری حاضری براش بکنی حتی اگه بر خلاف میل خودت باشه، بهت بگه چه قدر ناز می کنی!! خیله خوب! اینجوریه دیگه نه؟ ناز کردن رو بهت نشون می دم! خودت خواستی...فرصت مناسبیه برای تموم کردن همه ی این ادا اصولهای تو و خونه نشینی های بی دلیل من...آدم نیستم اگه بهت نفهمونم ناز کردن یعنی چی..چون تو خوب به من فهموندی نفرت یعنی چی...بی حوصلگی یعنی چی...له کردن یعنی چی...و عذاب کشیدن یعنی چی...

برای همیشه ازت ممنونم که منو با این چیزا آشنا کردی...


بالاخره تونستم!!دیشب که اونجوری عصبانی شدی سر هیچ و از نت رفتی بیرون، دوبار زنگ زدی به موبایل...من هنوز توی نت بودم...ولی من هر دوبارشو قطع کردم و بعدشم موبایلو خاموش کردم...چه قدر جنگیدم با خودم که مثل همیشه دلم نلرزه از دیدن اس.ام.اس های تو!! واسه همین موبایلو از جلوی چشمام دور کردم که روشنش نکنم و حرفای تو دوباره خرم نکنه مثل همیشه...امروزم که هرچی زنگ زدی خونه گوشی رو بر نداشتم...حتی توی نت که مچمو گرفتی بازم جوابتو ندام...آره افتخار می کنم که بالاخره تونستم جلوی خودم و این دل لعنتی وایسم...باید خیلی زودتر از اینا این کارو می کردم...

و این سی دی جدید محسن چاووشی با این آهنگش که داره دیوونم میکنه! متنی که گذاشتم توی ۳۶۰ در مورد سی دی جدید ِمحسن چاوشی رو خوندی و اومدی گفتی قربونت برم چرا ناراحتی؟ من که چیزی بهت نگفتم دیشب!! فقط یه کمی فحش به عمه جانت دادم و بعد  قطع کردم که بهت زنگ بزنم که تو برنداشتی!! بی معرفت دلم برات یه ذره شده...یه چیزی بگو تروخدا...من که می دونم اینجایی...

و من بغضمو فرو خوردم و بعدش دیس کانکت...زل زدم به مانیتورو با صدای چاوشی توی گوشم زار زار گریه کردم...

آره می دونم...از خودم بدم میاد...تو یه فرشته ای و من آزارت می دم...اگه می دونستی من چی ام...دیگه نازمو این جوری نمی کشیدی...چرا نمی ذاری تموم بشه واسه همیشه؟

هفته های تلخ من، بوی تنهایی می دن

نمی دونم که یهو، چرا اینجوری می شن

بی تو هفته های من، پر ِغصه و غمن

پر ِ غصه و غمن،بی تو هفته های من

هفته ها می گذره اما، گل من نیومده

دارم از غصه می پوسم، چه قدر این روزا بده

پرم از تنهایی، پرم از غصه و غم

بی خیال اصلن تو، نمی فهمی چی می گم!!

 

نوشته شده در جمعه 26 مهر1387ساعت 11 بعد از ظهر توسط آفتاب

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo